|
با هوشیاری غصه هر چیز خوریم
چون مست شدیم هرچه بادا باد
>> به سلامتی و میمنت و مبارکی منچستر هم قهرمان شد و خوشبختانه حال تنی چند از دوستان اینجانب اساسی گرفته شد،باشد که دیگه کری بیخودی نخونن برا من.به قول این گزارشگرا عجب تقابل غم و شادی دیدنی بود،گمونم اشکای تری دیگه خشک شده باشه. 3 نصفه شب تو خونه کسی هم بیدار نبود یه ذره جشن پیروزی راه بندازم منم دیگه کمبود امکانات بود به روش خودم شادی میکردم و مسافت جلوی تلویزیون تا آشپزخونه رو هی لیلی کنان و بشکن زنان میرفتم و میاومدم و به افتخار منچستر گوجه فرنگی بود که میخوردم.
>> آدم دلش واسه خودش میسوزه، اینهمه کشورا برا خودشون جشن ملی و شادی دسته جمعی و عمومی دارن؛جشن گوجه فرنگی،جشن رنگها،جشن گاوبازی،جشن باران و هزار تا جشن و کارناوال دیگه.اون وقت ماها دلمون به همین خوشیهای جمعی فوتبالی مثل بازی ایران- استرالیا یا همین برد پرسپولیس خوشه که اونم هزار سال یه بار تکرار میشه.چی میشد ما هم به تناسب فرهنگ و اوضاع احوال مملکتمون یه جشن اینجوری داشتیم تا ملت از هر فرصت و بهانهای برا جوگیر شدن و تخلیه انرژی شنگولانهشون استفاده نمیکردن. آدم تو این جور جشن و برنامههاست که یه نمور ملت رو خوشحال و با لبخند سرخوشی میبینه.
>> مثلن خیر سرم خواستم فیلم ببینم اعصابم خرد شد.پل سیزدهم کار فرهاد غریب رو دیدم، چقدر تلخ و اندوهبار بود.کاش اینهمه که در به تصویر کشیدن غم و اندوه و تلخی میریم رو اعصاب مردم تو نشون دادن شادیها هم تاثیرگذار بودیم.
پیوست:سانی جون چقدر با دیدن شاخه گلت خوشحال شدم.وقتی دو تا ایمیل هم برات زدم یکی بعد بای وبلاگت و یکی هم بعد اون و ازت خبری نشد نگرانت شدم و مجبور شدم اینجا برات پیغام بزارم.اگه برات ممکنه از خودت بیخبرم نذار.
حرف ما قبل آخر:برای يک زندگی خوب مثل سگ کارکن، مثل اسب بخور، مثل روباه فکر کن و مثل خرگوش بازی کن. جرج آلن
حرف آخر: اگر در محضر خدا باشی بودن را حس خواهی کرد.
|