تبليغاتX
از خوشی ها و روزها - بازی جدید وبلاگی

چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386

بازی جدید وبلاگی

از پاپتی عزیز ممنونم که به آهنگ بازی و کتاب­بازی دعوتم کرده.

 

اما گاهی در دل شب هنگامی که حالت خواب آلودگی درها را به سوی هوسهای نفسانی می­بندد به آهنگ فرشتگان آسمانی گوش فرا می­دهم.در موسیقی چنان جذبه­ای نهفته است که احتیاج را بدست فراموشی می­سپارد و طبیعت ناآرام را پای­­بند نظامش می­کند و جهان را با گامهای موزون به دنبال خود می­کشد.

 

- آهنگهایی که دوستشون دارم

 

1- شهرام ناظری و همه­ی آهنگهاش رو بسیار دوست می­دارم که روزهای فراموش نشدنی رو باهاشون داشتم به ویژه یادگار دوست.

 

 2- ایرج بسطامی و هر آهنگی که ازش به یادگار مونده به­خصوص: درد عشق و انتظار،دارم زان شب یادگار،در آن شب سرد پاییز،آهنگ سفر می­کردی،از ره­ گذری مهتربین،دیدم که گذر می­کردی،تو رفتی و دلم غمین شد،غمین آه آتشین شد،از آن شبی که برنگشتی،ز آن که شادی آفرین بود،به چشم من غم­آفرین شد،از آن شبی که برنگشتی،از آن شب سرد خزان شبها گذشته، داستان باده و مینا گذشته، روزگاری بر من تنها گذشته...

 

2- فریدون فروغی و همه آهنگهاش به­خصوص آهنگ­های:- نیاز،- همیشه غایب:یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم،یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم...،- سقف خونه­ام طلای ناب، زیر پاهام حصیر سبز، تو دست من سیب گلاب،اما دلم پره ز دردددددددد...

 

3- فرهاد مهراد و تمام آهنگهاش به­خصوص آهنگهای:- جمعه: جمعه نفسم در نمیاد،جمعه ها سر نمیاد کاش می­بستم چشامو این ازم برنمیاد...،- شبانه:جماعت من دیگه حوصله ندارم، به خوب امید و از بد گله ندارم...

 

4- هایده و تموم آهنگهاش که هیچ وقت از شنیدنشون سیر نمی­شم مخصوصن:- مثل باد سرد پاییز، - وقتی میای صدای پات از همه جاده­ها میاد،- ای پادشه خوبان،- بیا بنویسیم،– شانه­هایت را برای گریه کردن دوست دارم.

 

مهستی و بعضی از آهنگهاش مثل:- مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه،- شاید اگر دائم بودی کنارم یه روز می­دیدم که دوست ندارم.

 

5- ابی وبیشتر آهنگهاش به خصوص:- آهنگ کویر،- خانه و خاطره­ها:من برای زنده بودن جستجوی تازه می­خواهم،خالی­ام از عشق و خاموشم،های و هوی تازه می­خواهم،خانه­ام گلخانه­ی یاس از رنگ و بوی تازه می­خواهم،ای خدا  ای خدا  بی­آرزو موندم،آرزوی تازه می­خواهم...

 

6- سیاوش قمیشی و تک تک آهنگهاش به­خصوص:تصور کن،- من همون جزیره بودم،- توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی،- چه دردی است درمیان جمع بودن،- هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم.

 

7- محمد نوری با آهنگ­های صدای ساز مرد چوپان،- جان مریم.

 

8- گوگوش و بعضی از آهنگهاش:- آدما از آدما زود سیر میشن،آدما از عشق هم دلگیر میشن،آدما رو عشقشون پا میذارن، آدما آدمو تنها میذارن،- تو این شبای خط خطی،ستاره های پاپتی، گم شدن و  نیست توی راه فانوسک رفاقتی، به هر کی­میخوای دل بدی،دل میکنه به راحتی،دنیا چه آلوده شده به سمت بی صداقتی.

 

- با این آهنگ قدیمی مبصر کلاس منم هاتف هم کلی حال می­کنم.

 

- غیر از اونا که تحت هر شرایطی دوستشون دارم،بنا به حس و حالم امید- معین- داریوش- ویگن –عارف- مرجان- شکیلا و بعضی از آهنگهای ترکی و آذری و بعضی شعر و آهنگهایی که به حس اون لحظه­ام بخوره حالا از هر کی رو گوش میدم.بعضی آهنگها هم فقط برای رقص جوگیرم می­کنه و هیچ ارزش دیگه­ای برام نداره.

 

 - اونایی که دوستشون ندارم

 

 اندی- کوروس- منصور که جدن با شنیدن آهنگهاش عصبی می­شم- شادمهر عقیلی - شهرامهای کاشانی و شب پره و صولتی- شراره – سوزان روشن- کامران و هومن- افشین- گروه سندی و هر چی گروه این تیپی- سعید محمدی و  بیشتر خواننده­های تازه از تخم دراومده

 

 

- کتابهای نیمه­تمام من

 

غیر از کتابهای درسی که بیشترشون ناتمام می­مونه تا ابد: 1- چشمهایش اثر بزرگ علوی که از کسی امانت گرفته بودم که فرتی ازم گرفتش دیگه هم نخوندمش.

 

2- جهالت میلان کوندرا که تا نگاش می­کنم از طرح آبی مشکی جلدش موج منفی می­گیرم و دیگه به مرحله ورق زدن نمی­رسم.

 

3- پرنده خارزار رو یه بار از کتابخونه گرفته بودم،از اون کتاب ششصد هفتصد صفحه­ای فقط دویست سیصد صفحه­اش بود بقیه­اش به طرز تابلویی سانسور شده بود. بی­زحمت هر کی خونده اینو  آخرشو بهم بگه.

 

4- سه گانه نیویورک پل استر:ده بیست صفحه­شو فقط خوندم و خوردم به امتحانا دیگه فراموش شد.

 

5- بازی سرنوشت استیفن شلزینگر- استیفن کینسر:یه کتاب سیاسیه که از خیلی سال پیش دارمش و نمی­دونم از کجا اومده دستم ولی هر چی که هست اصلن خوندنم نمیاد.همیشه فقط چند فصل­شو می­خونم میذارمش کنار.

 

6- رقص گردنبند نوشته گراتزیا دلددا که کلی هم نوبل موبل ادبی گرفته ولی دلیل نمیشه ناتمام نمونه.

 

7- زن سی ساله بالزاک:اگه عمری باقی بود بعد سی سالگی قراره تمومش کنم.

 

8- خداوند الموت که با دیدن هفتصد کیلو وزنش رو به موت می­شم و ادامه نمی­دم.

 

- بیشتر دوستان به این بازی دعوت شدند،در نتیجه دعوتی نداریم.

 

حرف ما قبل آخر: امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل رسیده نشوی،اگر رسیده­ای به جوان نمائی اصرار نورزی و اگر پیری ناامید نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.   ویکتور هوگو

 

حرف آخر: اگر در محضر خدا باشی بودن را حس خواهی کرد.

 

نوشته شده توسط روشنک در 16:17 |  لينک ثابت   مطلب را به بالاترين بفرستيد: Balatarin •