تبليغاتX
از خوشی ها و روزها

از خوشی ها و روزها
یادداشتهای پراکنده


بدون خاطرات زمان در برابر ما خلع سلاح می شود؛
دوران فعالیتی که زخم ماجراهای غم انگیز یا انفجار خنده و شادی در آن باقی مانده درکی از زمان در خاطره ها ثبت می کند.
چون زمان لازم است تا آدم آنچه این دوران را خاطره انگیز کرده است را به یاد بیاورد.


منوی اصلی
صفحه اول
صندوق پستی مجازی من
آرشیو از خوشی‌ها و روزها
پروفايل من

مشترک وبلاگ شوید



    Add to Google Reader or Homepage

    \card.ly
لینکهای روزانه

دوستان

امکانات

اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS





Balatarin


Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان


ليست وبلاگهاي به روز شده





دیوار نوشتی از آزادی

شبی از پمپ بنزین گل خریدم ، گل از استیشن و پاترول خریدم

نبودم فکر آن گل موقع شب ، من از گلخانه گل می گیرم اغلب

ولی آنجا سر تحویل پاترول ، حواسم رفت روی دسته ای گل

گل زیبا نگاهم را به خود دوخت ، برای دسته ی گل آنجا دلم سوخت

میان آنهمه بنزین و روغن ، آچار و هندل و لاستیک و آهن

غریب افتاده بود آن نازنین گل ، نمی کرد آن غریبی را تحمل

چه سخت است از دیار خود جدایی ، گرفتاری، غریبی، بینوایی

گل آنجا مثل مرغی در قفس بود ، چو بی فریاد و بی فریادرس بود

پریده بود رنگ از برگ برگش ، رسیده بود گویی وقت مرگش

ز پشت شیشه بر بیرون نظر داشت ، تو گویی فکر آزادی به سر داشت

تو گویی با زبان بی زبانی ، به من گوید کمک کن تا توانی

سه چهار پوندی از پول پاترول ، خریدم لاجرم آن دسته گل

چو بیرون آمدم بویش درآمد ، تو گویی روز زندانش سر آمد 

پ.ن: شاعر این شعرو نمی دونم کیه. چند سال قبل از دفتر یادداشت های یک زندانی محکوم به اعدام نوشتم که پایینش نوشته بود: دیوار نوشتی از آزادی- توکیو

پ.ن:نامه سرگشاده به ا.ن کلیک کنید +اسمشو نبر شکن کلیک کنید 

 

نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:جمعه بیست و ششم تیر 1388 ׀لینک ثابت موضوع:

آسانسور

موقعیت: بیمارستان - دمه آسانسور

موسیقی متن: داد و فریاد فراوان

حالا داشته باشین ماجرا چی بود: 

گویا آقایی بیمار بوده و بیهوش میارنش بیمارستان و تو آسانسور چن لحظه چشاشو وا میکنه و حتمن هم مث این فیلما میگه: م..مم..ن.. من ... ک..جام؟سرشم اینور اونور تکون میده. بعد میگه: ینی این وقته شب کی میتونه باشه؟ همه هم همدیگرو نیگا میکنن با تعجب. چی؟ آهان این صحنه ماله یه فیلم دیگه بود ببخشید.  به علت تحریم صدا و سیما فیلمو همینجا کات می کنیم برگردیم به واقعیت، خلاصه حالیش میشه که آوردنش بیمارستان و تو آسانسوره.

این آقاهه بعد از دوا درمون و بستری و اینا به سلامتی داشته از اونجا مرخص میشد، حالا پاشو کرده بود تو یه کفش که من تو بستان آباد چشامو تو همین (منظور آسانسور) بستم اومدم تبریز، الانم باید سوار این آسانسور بکنین منو ببرتم بستان آباد.

حالا هی داشتن بهش توضیح میدادن که پدر جان مجید جان اونیکه شما میگی آسانسور نبود یه چیز دیگه بود مگه تو گوشش می رفت.

من تا همینجاش اونجا بودم و از اونجا به بعدش از سرنوشت آسانسور و پدرجان اطلاع دقیقی دردست نیست ،لطفن تلفنهای سازمان رو اشغال نفرمایید. 


نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:شنبه بیستم تیر 1388 ׀لینک ثابت موضوع:

جنون

بلاگفا > پنل مدیریت > حذف وبلاگ

وقتی جمله "آیا مطمئنم از حذف و اگه پاک بشه قابل دستیابی نیست و .." رو دیدم یه چیزی اون ته ته های دلم ریخت، دو دل شدم، بریدن از یک تعلق خاطر دردناکتر از اونی هست که فکرشو میکردم حتی اگه اون تعلق خاطر یک صفحه مجازی باشه.

یک صفحه که با یک فکر پلید و سرکار گذاشتن استاد "ع" و قالب کردن اینجا به عنوان پروژه درسی شروع شده باشه و بعدن بشه جزئی از زندگی و حتی خود زندگی.

امروز فهمیدم چقدر دوستش دارم، دوست داشتنی که ذره ذره شکل گرفته و پستی و بلندی های زیادی رو پشت سر گذاشته و دل کندن از این صفحه و همه چیزایی که مستقیم یا غیر مستقیم مربوطن به اینجا همچین آسون هم نیست.


اینارو اینجا ثبت میکنم تا بعدن یادم باشه که 15 تیر چه روزی بود واسم و من چرا این تصمیم رو میخواستم بگیرم.
نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ׀لینک ثابت موضوع:

فرار جوجه ای
وقتی شخصیت اصلی مرغارو تشویق میکرد که تلاشاشونو واسه فرار ادامه بدن و خیلیاشون مخالف فرار بودن:

- یعنی می خواین تمام عمر تخم کنین و بعدش پراتونو بکنن و سرختون کنن؟این برای شما کافیه؟

- خوب اینم یه جور زندگیه.

- مشکل فقط نرده های اطراف مزرعه نیستن بلکه تو کله هاتون هستن.اون بیرون یه جای بهتره.

- شانس بیرون اومدن ما از اینجا یک در میلیونه.

- پس هنوز شانسی هست.

پ.ن: این شرایط جوجه ها شمارو یاد چیزی نمی اندازه؟


نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:دوشنبه هشتم تیر 1388 ׀لینک ثابت موضوع:

رویای سبز

حقایق اونی نیست که دنیا فریاد میزنه، حقیقت اینجاس فقط در ایران و همه دروغ میگن فقط ما راست میگیم:

-  آزادی بیان و اندیشه و افکار و همین جور آزادی های جورواجور ریخته فقط نمی ریم جمش کنیم.

- چقدرررررررررر عدالت و مردم سالاری اینجا بیداد میکنه، آخه نمیدونین عمقش چقدره.

- همه رسانه های گفتاری شنیداری نوشتاری مجازی مخالف و موافق از شرایط و حقوق یکسانی برخوردارن و انواع و اقسام نیوزهای حامی دولت آزادانه هر چی دلشون خواست نمیگن و هیچ سایت و خبرگزاری هم فیل*تر نیست.هر کی میگه محدودیت رسانه ای خبری اینجا هست زود بره توبه کنه وگرنه یه راست میره جهنم.

- اصن فیل*تر کیلو چنده؟ تو ایران هیشکی تا حالا اسمشم نشنیده و اصن نمیدونه فیلت*ر شکن ینی جییییییییییی؟

- همه ملت بدون استثنا از دی اس ال 512 شایدم بیشتر، بدون محدودیت حجمی و زمانی  استفاده میکنن و هیچ ملالی هم ندارن.تازه چون ما داریم ملتو خفه می کنیم از خوشی مخابراتمون خدمات میده باقلواااااا، اس ام اس و مکالمه شون از 24 ساعت 48 ساعتش برقراره اونم مفت. ضمنن تجهیزات شنود و اینا هم نخریدیما گفته باشم.

- رسانه ملی(!) رو نگووووووووو ، زبون قاصره از زحمات شبانه روزیشون، به این سن رسیدم تا حالا اینهمه صداقت اینهمه خبررسانی بی طرفانه ندیده بودم هیچ ،تو دنیا هم سابقه نداشته، واقعن جای بسی سپاس و قدردانی میره ازشون. خوب هر چی نباشه ملتو آگاه میکنن ببینن دورو برشون چه خبره، باید بدونن چند میلیون ملت متعهد دیروز و خس و خاشاک و اغتشاشگر امروز تو مملکتشون زندگی میکنن و همه شون از زهره از انگلیس دستور میگیرن.

- ملت راست راست میان تجمع اعتراض آمیز در سکوت انجام میدن نه می زنیم نه می کشیم نه هیچ کار دیگه، همه جا امن و امان، سکوت آرامش.

- ما به همه علاقمندیم نه نصفه شبی می ریزیم تو خوابگاهای دانشجویی، نه دانشجویی رو الکی میگیریم ،نه به افراد حزبهای مختلف کار داریم، نه به خبرنگارا نه به هیشکیه دیگه. ما به همه مجددن علاقمندیم.

- اونقدر ملت خوشی زده زیر دلشون که میخوان برن بگن آقا چرا ما نوشتیم ا.ن شما خوندین موسوی؟هان؟

- ره*بر هم اینجا طرفه ملته و میگه هر چی این ملت بگه همونه.عدالت به مرز نهایتش رسیده اینجا والا.

- اونقدر به فکر تفریح مردمیم که روز جمعه ای سوارشون می کنیم تو اتوبوس ها از اون ور ایران می آریمشون نماز جمعه یه دور هم می گردونیمشون و یه پولی هم میدیم بلکه بچه هاشونو بفرستن این خس و خاشاکو سرکوب کنن.

- اگه یه انتخابات سالم تو کره زمین برگزار شده باشه انتخابات ایرانه و اگه یه نامزد انتخاباتی تو کل دنیا باشه که مردم به خاطرش برن پای صندوق و 85 درصد مشارکت کنن و 24 میلیون نفرم دلشون واسش غنج بره هیشکی نیست جز محمودنژاد. چقدر این بشر معجزه اس آخه.

- همیشه کارمون دخالت تو امور عراق افغانستان تاجیکستان و کلن همه جاس بعدشم یکی بهمون بگه بالای چشت ابروه می گیم ما همه چی بلدیم و تو امور داخلی ما دخالت می کنین. طبق شعار همیشگیمون ما فقط تو کل دنیا راست میگیم بقیه ازدم بی سوادن.

- نه ندایی به ضرب گلوله نیروهای امنیتیمون کشته میشه نه هیچ بنی بشر دیگه ای، هر چی ندا هم کشته میشه کار منافقاس و اغتشاشگراس، نگاه مظلومانه اون ندا هم به سمت دوربین که دل هر آدمیو خون میکنه هم باز کار منافقاس.

و 

.

.

.

نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:چهارشنبه سوم تیر 1388 ׀لینک ثابت موضوع:

©All rights reserved to navayegaribane.blogfa.com