تبليغاتX
از خوشی ها و روزها

از خوشی ها و روزها
یادداشتهای پراکنده


بدون خاطرات زمان در برابر ما خلع سلاح می شود؛
دوران فعالیتی که زخم ماجراهای غم انگیز یا انفجار خنده و شادی در آن باقی مانده درکی از زمان در خاطره ها ثبت می کند.
چون زمان لازم است تا آدم آنچه این دوران را خاطره انگیز کرده است را به یاد بیاورد.


منوی اصلی
صفحه اول
صندوق پستی مجازی من
آرشیو از خوشی‌ها و روزها
پروفايل من

مشترک وبلاگ شوید



    Add to Google Reader or Homepage

    \card.ly
لینکهای روزانه

دوستان

امکانات

اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS





Balatarin


Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان


ليست وبلاگهاي به روز شده





ناگزیر،سر به زیر، پا به راه می رود

ساندرا سیسنروس در داستانی با عنوان یازده ساله می­نویسد:  چیزی که درباره­ی تولد تو نمی­دانند و هیچ وقت به آدم نمی­گویند این است که وقتی یازده ساله می­شوی،ده ساله هم هستی، نه ساله و هشت ساله و هفت ساله و شش ساله و پنج ساله و چهار ساله و دو ساله و یک ساله هم.در یازدهمین سالروز تولدت که بیدار می­شوی انتظار داری که حس کنی یازده ساله­ای، اما حس نمی­کنی.چشم باز می­کنی و می­­بینی که همه چیز مثل دیروز است با این تفاوت که امروز است.به هیچ وجه حس نمی­کنی که یازده ساله­ای.خیال می­کنی ده سالت است زیر آن سالی که یازده ساله می­شوی.                                                                                     

مثل روزی که حرف احمقانه­ای بزنی، آن بخش مربوط به ده سالگیت می­شود شاید یک روز بخواهی از ترس توی بغل مادرت بنشینی و آن بخش مربوط به پنج سالگی توست.شاید روزی که حسابی بزرگ شده­ای، دلت بخواهد مثل سه سالگی­ات زار بزنی، ایرادی هم ندارد.این همان حرفی است که وقتی مادرم غمگین است و می­خواهد گریه کند به او می­گویم.شاید او هم حس می­کند که سه ساله است.     

پیر شدن یک جورهایی مثل پیاز است، یا حلقه­های تنه درخت یا شاید مثل عروسک­های چوبی من که توی شکم همدیگر جا می­گیرند، یکی توی آن یکی،هر سال توی سال دیگر.یازده ساله شدن هم همینطور است.حس نمی­کنی یازده ساله­ای، یکهو حس نمی­کنی.چند روز طول می­کشد؛ حتی چند هفته، گاهی چند ماه، که تا پرسیدند حاضر جواب بگویی،یازده.یازده سالگی را درست حس نمی­کنی تا اینکه دوازده ساله می­شوی، همین است دیگر .

۱9 شهریوری دیگه و بیست و چند سالگی.همین است دیگر!!

 

نویسنده: روشنک ׀ تاریخ:دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ׀لینک ثابت موضوع:

©All rights reserved to navayegaribane.blogfa.com