|
از پاپتی عزیز ممنونم که به آهنگ بازی و کتاببازی دعوتم کرده.
اما گاهی در دل شب هنگامی که حالت خواب آلودگی درها را به سوی هوسهای نفسانی میبندد به آهنگ فرشتگان آسمانی گوش فرا میدهم.در موسیقی چنان جذبهای نهفته است که احتیاج را بدست فراموشی میسپارد و طبیعت ناآرام را پایبند نظامش میکند و جهان را با گامهای موزون به دنبال خود میکشد.
- آهنگهایی که دوستشون دارم
1- شهرام ناظری و همهی آهنگهاش رو بسیار دوست میدارم که روزهای فراموش نشدنی رو باهاشون داشتم به ویژه یادگار دوست.
2- ایرج بسطامی و هر آهنگی که ازش به یادگار مونده بهخصوص: درد عشق و انتظار،دارم زان شب یادگار،در آن شب سرد پاییز،آهنگ سفر میکردی،از ره گذری مهتربین،دیدم که گذر میکردی،تو رفتی و دلم غمین شد،غمین آه آتشین شد،از آن شبی که برنگشتی،ز آن که شادی آفرین بود،به چشم من غمآفرین شد،از آن شبی که برنگشتی،از آن شب سرد خزان شبها گذشته، داستان باده و مینا گذشته، روزگاری بر من تنها گذشته...
2- فریدون فروغی و همه آهنگهاش بهخصوص آهنگهای:- نیاز،- همیشه غایب:یک نفر میاد که من منتظر دیدنشم،یک نفر میاد که من تشنه بوییدنشم...،- سقف خونهام طلای ناب، زیر پاهام حصیر سبز، تو دست من سیب گلاب،اما دلم پره ز دردددددددد...
3- فرهاد مهراد و تمام آهنگهاش بهخصوص آهنگهای:- جمعه: جمعه نفسم در نمیاد،جمعه ها سر نمیاد کاش میبستم چشامو این ازم برنمیاد...،- شبانه:جماعت من دیگه حوصله ندارم، به خوب امید و از بد گله ندارم...
4- هایده و تموم آهنگهاش که هیچ وقت از شنیدنشون سیر نمیشم مخصوصن:- مثل باد سرد پاییز، - وقتی میای صدای پات از همه جادهها میاد،- ای پادشه خوبان،- بیا بنویسیم،– شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم.
مهستی و بعضی از آهنگهاش مثل:- مستی هم درد منو دیگه دوا نمیکنه،- شاید اگر دائم بودی کنارم یه روز میدیدم که دوست ندارم.
5- ابی وبیشتر آهنگهاش به خصوص:- آهنگ کویر،- خانه و خاطرهها:من برای زنده بودن جستجوی تازه میخواهم،خالیام از عشق و خاموشم،های و هوی تازه میخواهم،خانهام گلخانهی یاس از رنگ و بوی تازه میخواهم،ای خدا ای خدا بیآرزو موندم،آرزوی تازه میخواهم...
6- سیاوش قمیشی و تک تک آهنگهاش بهخصوص:تصور کن،- من همون جزیره بودم،- توی هر گوشه این شهر دارم از عشق تو یادی،- چه دردی است درمیان جمع بودن،- هرگز نخواستم که تو رو با کسی قسمت بکنم.
7- محمد نوری با آهنگهای صدای ساز مرد چوپان،- جان مریم.
8- گوگوش و بعضی از آهنگهاش:- آدما از آدما زود سیر میشن،آدما از عشق هم دلگیر میشن،آدما رو عشقشون پا میذارن، آدما آدمو تنها میذارن،- تو این شبای خط خطی،ستاره های پاپتی، گم شدن و نیست توی راه فانوسک رفاقتی، به هر کیمیخوای دل بدی،دل میکنه به راحتی،دنیا چه آلوده شده به سمت بی صداقتی.
- با این آهنگ قدیمی مبصر کلاس منم هاتف هم کلی حال میکنم.
- غیر از اونا که تحت هر شرایطی دوستشون دارم،بنا به حس و حالم امید- معین- داریوش- ویگن –عارف- مرجان- شکیلا و بعضی از آهنگهای ترکی و آذری و بعضی شعر و آهنگهایی که به حس اون لحظهام بخوره حالا از هر کی رو گوش میدم.بعضی آهنگها هم فقط برای رقص جوگیرم میکنه و هیچ ارزش دیگهای برام نداره.
- اونایی که دوستشون ندارم
اندی- کوروس- منصور که جدن با شنیدن آهنگهاش عصبی میشم- شادمهر عقیلی - شهرامهای کاشانی و شب پره و صولتی- شراره – سوزان روشن- کامران و هومن- افشین- گروه سندی و هر چی گروه این تیپی- سعید محمدی و بیشتر خوانندههای تازه از تخم دراومده
- کتابهای نیمهتمام من
غیر از کتابهای درسی که بیشترشون ناتمام میمونه تا ابد: 1- چشمهایش اثر بزرگ علوی که از کسی امانت گرفته بودم که فرتی ازم گرفتش دیگه هم نخوندمش.
2- جهالت میلان کوندرا که تا نگاش میکنم از طرح آبی مشکی جلدش موج منفی میگیرم و دیگه به مرحله ورق زدن نمیرسم.
3- پرنده خارزار رو یه بار از کتابخونه گرفته بودم،از اون کتاب ششصد هفتصد صفحهای فقط دویست سیصد صفحهاش بود بقیهاش به طرز تابلویی سانسور شده بود. بیزحمت هر کی خونده اینو آخرشو بهم بگه.
4- سه گانه نیویورک پل استر:ده بیست صفحهشو فقط خوندم و خوردم به امتحانا دیگه فراموش شد.
5- بازی سرنوشت استیفن شلزینگر- استیفن کینسر:یه کتاب سیاسیه که از خیلی سال پیش دارمش و نمیدونم از کجا اومده دستم ولی هر چی که هست اصلن خوندنم نمیاد.همیشه فقط چند فصلشو میخونم میذارمش کنار.
6- رقص گردنبند نوشته گراتزیا دلددا که کلی هم نوبل موبل ادبی گرفته ولی دلیل نمیشه ناتمام نمونه.
7- زن سی ساله بالزاک:اگه عمری باقی بود بعد سی سالگی قراره تمومش کنم.
8- خداوند الموت که با دیدن هفتصد کیلو وزنش رو به موت میشم و ادامه نمیدم.
- بیشتر دوستان به این بازی دعوت شدند،در نتیجه دعوتی نداریم.
حرف ما قبل آخر: امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل رسیده نشوی،اگر رسیدهای به جوان نمائی اصرار نورزی و اگر پیری ناامید نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند. ویکتور هوگو
حرف آخر: اگر در محضر خدا باشی بودن را حس خواهی کرد.
|