اسفند است و حال و هوای عید بیداد میکند
مثل هر سال بیپولی در جیب ما فریاد میکند
خانه تکانی خیلی ها را مصلحتی بیمار میکند
این مسائل ما را از عید بیزار میکند
زیر کار دررفتن ها،بنده را شبیه رامکال میکند(چی گفتم؟!!)
*رامکال اینجا ایهام داره.
از اونجایی که در یکی دوهفته اخیر خونه مون به علت ترکیدگی اساسی لوله رو سرمون خراب شده بود و سیل ورمون داشته بود،خونه رو تکون دادیم حسابی و دیگه به قول شاعر تازه از آب و گِل دراومدیم.تعدادی از اثاث فرصت طلب خونه هم (مثل آبگرمکن) به قول مظفر خان تَرکیدند و خرج اضافی رو دستمون گذاشتن و کلکسیون حوادثمون حسابی تکمیل شد.اوضاع شیر تو شیری بود خدا نصیبتون نکنه،خدارو شکر تلفات جانی نداشتیم.
حالا اعصاب خردکنی و خستگی یه طرف راه رفتن بعضیا رو مغز آدم هم یه طرف،دیدین دیگه این جور مواقع همه کارشناسن و راه جلوت میذارن،نه کمک میکنن نه میذارن به کارت برسی.
این وسط کلی وسایل اضافی که همیشه دلم میخواست بندازم بیرون و با مامان به توافق نمی رسیدیم در کمال شجاعت و دور از چشم مامان منحدمشون کردم.بعداً یه ذره اعتراف کردما جوابمو هم گرفتم،ولی بعضی هاشو کم کم باید اعتراف کنم.
مخلص کلام ،من کارامو انجام دادم و تو ایام خونه تکونی بیکارم،میتونم کمک روحی روانی معنوی بهتون بکنم یا تشویقتون کنم یا تجربیات خودم رو در اختیارتون قرار بدم.
*****
لاک پشتی در لجنزاری پر از گل و لای راه میرفت که گذارش به معبدی افتاد.
در آنجا لاک پشتی را دید که لاکش با طلا و جواهرات گرانبها پوشیده شده بود.لاک پشت با خود اندیشید:رفیق قدیمی به تو حسودیام نمی شود،تو غرق جواهراتی اما من دارم کاری را میکنم که دوست دارم.
دوست داشتین جای کدوم لاک پشت باشین؟

*****
پیوست1: حوادثی که اخیراً تجربه کردم باعث شد با صدای بلندتری بگم کارهای خدا بی حکمت نیست.
پیوست2:اسم و نشانی قبیله ذکر شده تو پست قبل رو عمراً اگه بگم،مگه از جونم سیر شدم.حالا یه ذره اصرار کنین شاید بگم که تو استرالیاست.
پیوست3:ارکیده اون 500 تومنی که بهم بدهکاری بیار بده بزنم به یه زخمی،ثواب داره ها.اگه تو این یک ساله با اون سرمایه گذاری کرده بودم الان مایکروسافت رو خریده بودم.
پیوست4:کسانی که به علت قاطی کردن بلاگرد لینکشون پاک شده لطف کنن دوباره لینک بفرماین.
پیوست5:به نظر شما زنگ تلفن همراه و نوع آهنگی که طرف میذاره نشون دهنده چیه؟چرا بعضیا نمیفهمن هر چیزی جایی داره و موردِ استفادهای؟
و حرف آخر: اگر در محضر خدا باشی بودن را حس خواهی کرد.
|